معرفی دانشگاه آزاد ارومیه جمعه بیستم آذر 1388 14:44
دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه در یک نگاه
به گزارش گروه دانشگاه در سال 1362 همزمان با شکل گیری دانشگاه آزاد اسلامی در تهران و تبریز ، دستور تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه نیز صادر و برای تبرک مبلغ 100000 ریال( ده هزار تومان ) از طرف حضرت امام خمینی (ره) نیز در اختیار دانشگاه گذاشته شد اما به علت وقوع جنگ در منطقه و اثرات ناشی از آن و علیرغم تلاش های فراوان، این امر مدتی به تعویق افتاد .
بعدها به دنبال تشریف فرمایی حضرت آیت ا... خامنه ای در زمان مسئولیت ریاست جمهوری به ارومیه و در پی درخواست مردم ارومیه، معظم له مقرر فرمود که هرچه زودتر مقدمات تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی و پذیرش دانشجو در این شهر فراهم شود و در این راستا از طرف سازمان مرکزی حکم رسمی راه اندازی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه به مدیریت دکتر رسول خدابخش صادر شد.
بدین ترتیب با تلاش شبانه روزی و مستمر کارکنان محدود این دانشگاه و مساعدتهای اولیه استاندار وقت مرحوم مهندس عطایی و حمایت همه جانبه حاج آقا حسنی امام جمعه ارومیه مقدمات پذیرش دانشجو برای نیمسال دوم سالتحصیلی 68 ـ 67 صورت گرفت و در همان سال تحصیلی اولین کنکور دانشگاه آزاد اسلامی برگزار و برای دو رشته فیزیک کاربردی و اقتصاد بازرگانی در مقطع کارشناسی و رشته دامپزشکی در مقطع دکتری حرفه ای 116 نفر دانشجو پذیرش شدند .
پس از آن دانشگاه آزاد اسلامی اورمیه با خرید و احداث بناهای جدید و با تاسیس رشته های متعدد علمی و بکارگیری اعضای هیات علمی جدید به سرعت به رشد فیزیکی و کیفی مطلوبی دست یافت .
در حال حاضر دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه با درجه کمی و کیفی «« بسیار بزرگ »» یکی از مهمترین مراکز علمی در بین دانشگاههای آزاد اسلامی شمال غرب کشور است.
این دانشگاه با 7000 دانشجو حدود 50 رشته تحصیلی 160 نفر عضو هیات علمی و 45 نفر بورسیه دارای سه بخش مستقل دامپزشکـی فنی و مهندسی و علوم انسانی است .علاوه برآن گروههای فیزیک ، زیست شناسی سلولی و مولکولی، ریاضی و زمین شناسی با پذیرش دانشجو در مقطع کارشناسی، هسته اولیه دانشکده علوم را پایه ریزی کرده اند . همچنین رشته های پرستاری و مامایی نیز بخش پیراپزشکی این دانشگاه را تشکیل می دهد .
به لحاظ فضای فیزیکی ، واحد ارومیه در سه مجتمع ( پردیس ) قرار گرفته است . پردیس اصلی دانشگاه که شامل بخش های دامپزشکی و پیراپزشکی ، علوم پایه و سازمان اداری دانشگاه می باشد در پردیس مرکزی ( مرکز آموزش عالی شماره 1 ) واقع در خیابان شهید دکتر بهشتی ارومیه قراردارد .
مجتمع شماره 2 دانشگاه در شهرک بهداری ارومیه استقرار یافته که شامل سایت شماره 1 ( مرکز آموزشی ـ فرهنگی سما واحد ارومیه ) و سایت شماره 2 ( بخش علوم انسانی و بخش فنی و مهندسـی ) است.
مجتمع شماره 3 در زمینی به مساحت 18 هکتار در ابتدای جاده ارومیه ـ سلماس واقع شده که فاز اول این مجتمع آموزش عالی شامل مجموعه ورزشی ، دانشکده های مختلف ، خوابگاه دانشجویی مسجد ، سلف سرویس و ... است و هم اکنون ساختمانهای مربوط به سالن ورزشی چند منظوره و تاسیسات جانبی آن با زیربنای 3626 مترمربع با تجهیزات پیشرفته برای تمامی رشته های ورزشی داخل سالن به اتمام رسیده و در حال بهره برداری است و خوابگاه دانشجویی پسران با مساحت 6300 مترمربع و ظرفیت 500 نفر به پایان رسیده و آماده بهره برداری است.
همچنین ساختمان انبار مرکزی با زیربنای 615 مترمربع و کاربری انباری که ساخت آن در سال 1385 شروع و در سال 1387 به اتمام رسیده است در همین مجتمع ساختمان دانشکده دامپزشکی و پیراپزشکی با زیربنای 9300 متر مربع برای رشته های دامپزشکی و پیراپزشکی با بخش های اداری ، آموزشی آزمایشگاهی ، سایت کامپیوتری و کتابخانه می باشد که عملیات اجرایی این پروژه از سال 1385 شروع و در ابتدای دی ماه سال 1387 به اتمام خواهد رسید .
علاوه بر این ساختمان ، مسجد دانشگاه نیز با زیربنای 1536 مترمربع شامل محراب ، شبستانهای برادران و خواهران ، قرائت خانه ، اتاق مدیریت وکامپیوتر در سال 1386 شروع و دراسفند ماه 1387 به بهره برداری خواهد رسید و سلف سیروس دانشجویی نیز با زیربنای 3366 مترمربع و ظرفیت 10000 نفر در سال 1386 شروع و در بهار سال 1388 تجهیز و به بهره برداری خواهد رسید .
دانشکده فنی و مهندسی با زیربنای 14558 مترمربع برای رشته های فنی و مهندسی طراحی شده و شامل بخش های اداری ، آموزشی ، آزمایشگاهی ، کارگاهی ، کتابخانه و سالن اجتماعات می باشد که عملیات اجرایی این پروژه عظیم در اسفند ماه سال 1386 شروع و در سال 1389 به پایان خواهد رسید .
دانشکده علوم پایه نیز با زیربنای 14558 مترمربع برای رشته های علوم پایه طراحی و شامل بخشهای مشابه دانشکده فنی بوده و عملیات اجرایی آن در فروردین ماه 1387 شروع و در سال 1390 به پایان خواهد رسید .
فاز دوم این مجتمع نیز که شامل جدول کشی و محوطه سازی ، اجرای سردرب دانشگاه ، دانشکده علوم انسانی ، کتابخانه مرکزی ، دانشکده کشاورزی ، ساختمان اداره مرکزی ، اجرای سردرب دانشگاه خوابگاه شماره 2 و استادسرا خواهد بود ، ان شاء ا... از سال 1388 طراحی و اجرا خواهد شد .
ضمنا" درمانگاه تخصصی دامپزشکی نیز در 20 کیلومتری جاده مهاباد و مجتمع آموزشی سما ( دخترانه ) و ساختمان نظر سنجی و باشگاه پژوهشگران جوان در داخل شهر ارومیه نیز از تاسیسات جانبی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه به شمار می رود .
نوشته شده توسط امیر  | لینک ثابت |

دوستش دارم ... یکشنبه پانزدهم آذر 1388 23:5

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

 

به نام هستی بخش توانا

 

سلام

سلامی دوباره به تمام دوستان و آشنایان دور و نزدیک ، تمام کسانی که

نوشته های مرا دنبال میکنند و با من همراه هستند. عید سعید غدیر خم

را هم به تمامی شیعیان اسلام بالاخص شما و خانوادهاتون تبریک و

تهنیت عرض میکنم. ان شاء الله همگی در پناه پروردگار مولی

الموحدین، علی (ع) موفق و موید باشید.

امروز هم با قصد اینکه تبریک عید بگویم و دقایقی رو با شما سپری

کنم و مطلبی عرض کنم خدمت رسیدم.

میخوام امروز از آهنگهایی که خیلی دوست دارم صحبت کنم ، از

آهنگهایی که خیلی باهاشون خاطره دارم :

آهنگهای رافت الرومن برای من سرتاسر حس و حال خوبه. از این

خواننده به خاطر صداش ، لحنش ، سوز و احساسی که در ترانه هاش

داره خیلی خوشم میاد. در اکثر موزیک ویدئو هاش اگر دقت کنید

تنهاست. و اگر باز دقت کرده باشید در اکثر اونها مسیری رو راه

میرود یا می دود. یه معصومیت خاصی در چهره این خواننده ترک

وجود دارد که من خیلی دوست دارم.

البته ویدئو هایی که از این خواننده ترک دیدم زیاد نیست ولی میدونم

ایشون موسیقی رو در آلمان خونده و از همسرش جدا شده و یکی یا

شایدم دو تا دختر داره. موزیک ویدئو های رافت الرومن زیاد نیست

ولی همشون جالب و تاثیر گذار هستند از اونهایی که خیلی دوست دارم

میشه به بوگون آنلادیم ، گونول یاراسی ، سنی سویوروم و یالانچی

شاهیدیم اشاره کرد. 

من با آهنگهای رافت الرومن غصه خوردم ، شاد شدم ، چه وقتی

معشوقم کنارم بود چه وقتی که از دستش دادم ، رافت با من بود و در

کل میتونم بگم من با رافت زندگی کردم.

البته از تعدادی دیگه از خواننده های ترک هم خوشم میاد ولی به نظر

من رافت گل سرسبدشونه. البته دوستان از دست من ناراحت نشینا

هرکسی یه سلیقه ای داره که همه سلیقه ها برای من قابل احترامه.

دوستدار همگی شما امیر

15/09/1388

عیدتونم مبارک

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

 

 

نوشته شده توسط امیر  | لینک ثابت |

آرامش شنبه بیست و سوم خرداد 1388 0:15
 

 

به نام آنکه عشق را آفرید و آن را در دل عاشق افکند

 

                   رازهای دستیابی به آرامش

 

1.       شکر گزار نعمتهای الهی باشید

2.      نیایش کنید

3.    سکوت کنید و با صدای ملایم صحبت کنید

4.      باغبانی کنید

5.     به صدای آواز پرندگان گوش کنید

6.     طلوع و غروب آفتاب را تماشا کنید

7.    گلها را ببویید

8.    به دامان طبیعت بروید

9.     ساعت مچی را رها کنید

10 . شقیقه هایتان را ماساژ دهید

11. موهای خود راشانه بزنید

12. موسیقی مورد علاقه خود را گوش کنید

13. لبخند بزنید

14. نفس عمیق بکشید

15. هر روز استحمام کنید

16. شیر بخورید

17. ظر فی پر از میوه را تماشا کنید

18. هر روز هشت لیوان آب بنوشید

19. تغذیه مناسب داشته باشید

20. به میزان کافی استراحت کنید

21. بازی کنید

22. با دوستی راز دار، درد دل کنید

23. اشک بریزید

24. پاکیزه باشید

25. نظم رارعایت کنید

26. صادق و راز نگه دار باشید

27. به کسانی که دوستشان دارید ابرازعلاقه کنید

28. همه کاینات را دوست داشته باشید

29. به خود ودیگران احترام بگذارید

30. مودب و مهرابان باشید

31. به قولهایتان عمل کنید

32. مشکلات و تشویش های خود رابنویسید

33. لیستی از موفقیت هایی را که تا کنون کسب

کرده اید تهیه کنید

34. مثبت اندیش باشید

35. خود ودیگران را ببخشید

36. گذشته را رها کنید و در اکنون جاودانه زندگی

کنید

37. بخشش کنید

38. برای رسیدن به اهداف خود برنامه ریزی کنید

39. اهداف خود را تعیین کنید

40. به خدا ایمان داشته باشید

 

و اکنون شاد و با آرامش  زندگی کنید.

 

برگرفته از حورا برهما

نوشته شده توسط امیر  | لینک ثابت |

از زندگی لذت ببرید شنبه نهم خرداد 1388 5:16

* به نام حق تعالی

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

 

اگه كمی و فقط كمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را كمی بهتر كنیم
 
بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر
 
تغییرات زیاد در یه روزی كه معلوم نیست كی باشد نباشیم...در کوچکترین
 
اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور کنید ...

1-گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.

2 -سعی كنیم بیشتر بخندیم.

3- تلاش كنیم كمتر گله كنیم.

4 - با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.

5 -گاهی هدیه‌هایی كه گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.

6 - بیشتردعا كنیم.

7 -در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت كنیم.

8- هر از گاهی نفس عمیق بكشیم.

9- لذت عطسه كردن را حس كنیم.

10- قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم.

11- زیر دوش آواز بخوانیم.

12-سعی كنیم با حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .

13- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.

14- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.

15- برای انجام كارهایی كه ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته
 
برنامه‌ریزی كنیم!

16- از تفكردرباره تناقضات لذت ببریم.

17- برای كارهایمان برنامه‌ریزی كنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته
 
كار مشكلی است!

18- مجموعه‌ای از یك چیز (تمبر، برگ، سنگ، كتاب و... برای خودمان
 
جمع‌آوری كنیم.

19- در یك روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.

20- گاهی در حوض یا استخر شنا كنیم، البته اگر كنار ماهی‌ها باشد چه بهتر.

21- گاهی از درخت بالا برویم.

22- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.

23- گاهی كمی پابرهنه راه برویم!.

24- بدون آن كه مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی كنیم.

25- وقتی كارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان
 
یك بستنی بخریم و با لذت بخوریم

26- در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا كنیم.

27- سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به طور فعال گوش كنیم.

28- رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .

29- وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس كنیم.

30- زیر باران راه برویم.

31- كمتر حرف بزنیم و بیشترگوش كنیم ..

32- قبل از آن كه مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش كنیم و مراقب تغذیه خود باشیم .

33- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.

34- اگر توانستیم گاهی كنار رودخانه بنشینیم و در سكوت به صدای آب گوش كنیم.

35- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.

36- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نكنیم.

37- به دنیای شعر و ادبیات نزدیك تر شویم.

38- گاهی از دیدن یك فیلم در كنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.

39- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه كنیم.

40- از هر آنچه كه داریم خود و دیگران استفاده كنیم ممكن است فردا دیر باشد.

 

 

تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان

 

نوشته شده توسط امیر  | لینک ثابت |

بهترین لحظات زندگی جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 18:16

بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com  سلام دوست خوبم  بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

some of the Best Moments in Life:
بهترين لحظات زندگی :

 


To fall in love.
عاشق شدن

 


To laugh until it hurts your stomach.
انقدر بخنديد که دلتون درد بگيره

 


To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اينکه از مسافرت برگشتيد ببينيد هزار تا ايميل داريد

 


To go for a vacation to some pretty place.
به يه جای خوشگل بريد برای مسافرت

 


To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقتون از راديو گوش بديد

 


To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بريد و به صدای بارش بارون گوش بديد

 


To leave the! shower and find that the towel is warm.
از حموم که اومديد بيرون ببينيد حو لتون گرمه !

 


To clear your last exam.
آخرين امتحانتون رو پاس کنيد

 


To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
يه کسی که معمولا" زياد نميبينينش ولی دلتون می خواد ببينيد بهتون تلفن کنه

 


To find money in a pant that you haven't used since last year .
توی يه شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی کرديد پول پيدا کنيد

 


To laugh at yourself looking at mirror, making faces.:)))
برای خودتون تو آينه شکل در بياريد و بهش بخنديد

 


Calls at midnight that last for hours.:))
تلفن نيمه شب داشته باشيد که ساعتها هم طول بکشه

 


To laugh without a reason.
بدون دليل بخنديد

 


To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنويد که يه نفر داره از شما تعريف می کنه

 


To wake up and realize it is still possible to sleep for a
couple of hours.
از خواب پاشيد و ببينيد که چند ساعت ديگه هم می تونيد بخوابيد

 


To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنيد که شخص خاصی رو به ياد شما می ياره

 


To be part of a team..
عضو يک تيم باشيد

 


To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشيد نگاه کنيد

 


To make new friends.
دوستای جديد پيدا کنيد

 


To feel butterflies! in the stomach every time that you see
that person.
وقتی "اونو" ميبينيد دلتون هری بريزه پايين !

 


To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانتون سپری کنيد

 


To see people that you like, feeling happy.
کسانی رو که دوستشون داريد رو خوشحال ببينيد

 


To use a sweater of the person that you like and find that it still
smells of their perfume..
پليورش رو بپوشيد و ببينيد هنوزم بوی عطرش رو ميده

 


See an old friend again and to feel that the things have not changed...
يه دوست قديمی رو دوباره ببينيد و ببينيد که فرقی نکرده

 


To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنيد

 


To have somebody tell you that he/she loves you.
يکی رو داشته باشيد که بدونيد دوستتون داره

 


To laugh .......laugh. ......... and laugh ........ remembering stupid
things done with stupid friends.
يادتون بياد که با دوستای دیوونتون چه کارهای احمقانه ای کردید و بخنديد و
بخنديد و ......... بازم بخنديد

 


These are the best moments of life....
اينها بهترين لحظه‌های زندگی هستند

 


Let us learn to cherish them.
قدرشون رو بدونيم

 


Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی يک مشکل نيست که حلش کرد بلکه يه هديه است که بايد ازش لذت برد
 

بهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir     بهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

 

نوشته شده توسط امیر  | لینک ثابت |

دانشگاه و نیاز به استاد یکشنبه سوم آذر 1387 21:22

به نام خدا

با سلام و عرض احترم دوباره

معذرت که دیر به دیر آپ می کنم .... دلیلش مشغله های زندگیه خواستم بگم

دانشگاه آزاد سلماس در رشته های مختلف در مقطع دکتر و دانشجوی دکترا نیاز به

استاد دارد.علاقه مندان می توانند همین امروز روزنامه بازار کار هفته اول آذر ماه

۰۳/۰۹/۱۳۸۷ را تهیه کنند و با ارسال رزومه در این دانشگاه مشغول به تدریس

شوند.

من که خیلی دوست داشتم میتونستم در سلماس در دانشگاهی که خودم از آن

 فارغ التحصیل شدم ‌تدریس کنم.

دوستتون دارم ... کامنت یادتون نره .. با با ی ...

نوشته شده توسط امیر  | لینک ثابت |

هوش عاطفی جمعه بیست و یکم تیر 1387 20:40

به نام خداوند زیباییها

 

 

 

امروزه روند روبه رشد ازدواج و طلاق باعث شده هوش عاطفی بیش از پیش اهمیت پیدا کند. خطر افزایش طلاق بیشتر متوجه زوجهای تازه ازدواج کرده است. طی سالهای اخیر، پیوندهای عاطفی میان زن و شوهر و نیز مرزهای گسل عاطفی که می توانند بنیان زندگی را از هم بشکافند، با دقتی بی سابقه مورد بررسی قرار گرفته اند. شاید بزرگترین پیشرفت برای فهم عواملی که یک ازدواج را حفظ می کند  یا آن را از هم می پاشد، با استفاده از ابزارهای دقیق فیزیولوژیک حاصل شده است. این ابزارها ردیابی لحظه به لحظه تفاوتهای ظریف احساسی میان زن و شوهر را میسر ساخته اند، اکنون دانشمندان قادرند کوچکترین تغییر و تحول در میزان آدرنالین یا فشار خون یک شوهر را تشخیص دهند و جزیی ترین عواطف را در چهره یک زن مشاهده کنند. این اندازه گیری های فیزیولوژیک ، نوعی تفاوت بیولوژیک پنهان را به عنوان منشا بروز اختلاف میان زن و شوهر آشکار می کند ؛ یک اختلاف سطح بحرانی در قابلیتهای عاطفی ، که برای زن و شوهر نامحسوس است یا مورد بی توجهی واقع شده است. این اندازه گیری ها همان نیروهای عاطفی را که قادر به حفظ یا نابودی یک رابطه مشترک هستند، در معرض دید قرار می دهند. مرزهای عاطفی ، میان دنیای عاطفی دختران و پسران را نشان می دهند.

در بسیاری از اختلافهای زناشویی مشاهده می شود که مرد از خواستهای" غیر منطقی " زن شکایت می کند و زن از  " بی تفاوتی " مرد نسبت به آن چه او می گوید ناله سر می دهد ، ریشه این تمایزات عاطفی را ، علی رغم آن که بخشی از آن ممکن است بیو لوژیک باشد میتوان در دوران کودکی و در تفاوت دنیای عاطفی که دختران و پسران در آنها رشد می کنند ، ردیابی کرد.

 

بر گرفته از یکی از مجله های پر تیتراژ در ایران – امیر (تیر 87 )

 

 

 

 

نوشته شده توسط امیر  | لینک ثابت |

اخبار روز ... دوشنبه هفدهم تیر 1387 6:1

به نام انکه یادش آرامبخش قلبهاست

 

موضوع:  اخبار روز ...

 

امروز سعی کردم چند تا خبر از یکی از مجله ها انتخاب کنم که تنوعی در مطالب نیز موجود باشد.

 

رویای کریس دی برگ برای شبهای تهران

 

کریس دی برگ ٰ خواننده سرشناس ایرلندی ٰ خرداد ماه امسا ل سفری غیر منتظره به کشورمان داشت تا شرایط را برای اجرای کنسرت مشترک با گروه آریان ( که احتمالا مهر ماه امسال برگزار می شود ) بسنجد و سالن مناسب را برای اجرای خود در میان سالنهای موجود در تهران انتخاب کند.

 

کریس دی برگ در کنفرانس مطبوعاتی که صبح روز 8 خرداد ماه در تالار رایزن تهران انجام شد ضمن ابراز علاقه به تاریخ و فرهنگ ایران ٰ اجرای کنسرت در تهران را یکی از رویاهای خود خواند که امیدوار است به زودی محقق شود. او همچنین گفته است: ٰ" تمام دنیا را گشتم ٰ همه دوست دارند زندگی خوبی داشته باشندٰ بچه ها را دوست دارند و از مرگ می ترسند ٰ اما آنچه مهم است این است که انسان پس از مرگ نیز در یادها بماند ٰ من دوست دارم بیشتر درباره ایران بدانم." او همچنین هدف خود از سفر و اجرای کنسرت در ایران را تغییر نگاه ها در این زمینه عنوان کرد.

 

 

نوشته شده توسط امیر  | لینک ثابت |

خاطراتی از امتهانات جمعه بیست و ششم بهمن 1386 3:17

 

به نام یکتا پروردگار روشنایی

 

با سلام

 

امشب هم فرصتی پیش آمد تا سلامی عرض کنم و گوشه ای از خاطراتم در سلماس را براتون تعریف کنم.

برای اینکه تنوعی در خاطراتم  باشد گریزی میزنم به خاطرات خودم و دوستانم. خاطراتی که امشب به ذهنم خطور کرده در مورد امتهانات ترم هست .... یادمه ما قبل از امتهانات یک فورجه ای را به شهر های خودمون میرفتیم تا برای امتهانات ترم هم خودمون را آماده کنیم.

امتهانات برای من هم جالب بود هم سخت ... جالب از این نظر که فرصت نسبتا زیادی داشتیم و از رفتن به کلاسها یی که دوست نداشتیم راحت بودیم ، سخت به این دلیل که زمان پر استرس و سختی را به لحاظ موقعیت امتهانات و گاهی اوقات فشردگی دروس در طول زمان امتهانات مختلف سپری میکردیم.

 

بگذارید از نحوه درس خوندنمان هم قدری براتون صحبت کنم ... ما هرکدوم  یه مدلی درس میخواندیم .... همانطور که قبلا در خاطراتم براتون تعریف کردم .... غیر از من 4 نفردیگر در یک مقطع و یه نفر کمتر (یعنی 3 نفر ) در مقطعی دیگر با من هم خونه بودند.

 

اسامی اینها را من البته با کسب اجازه  خودشون در همینجا میگم ( البته تعدادیشون از وبلاگ نویسی من با خبر هستند) 

 

سیروس .... راستش رو بخواهید زیاد اهل درس خوندن نبود ... ولی پسر فوق العاده باهوش وبا استعدادی بود .... اینطوری بگم زیاد تو مایه های درس خوندن نبود ... اگر می بود خیلی موفق بود ... البته الان هم هست ...

 

هاشم ... از بچه های نیک ... که همین اخیرا دیدمش .... خودشم اگه بخونه به حرفهای من در اینجا صحه خواهد گذاشت .... دقیق و آروم درس میخوند ... کم میخوند ولی خوب میخوند .... نمیدونم چرا زمان امتهانات وضعیت خوابش خیلی عالی بود .... یه جورایی ضد حال بود .... یه موقع همه با هم قرار میگذاشتیم با هم شب بیدار بمونیم و درس بخونیم ولی هاشم سر ساعت 8 پاش رو میزد به دیوارو آروم به خواب میرفت ... انگار نه انگار که فردا امتهان داره .... به نظر من روحیه خیلی قوی داشت ... راستش من اصلا نمیتونستم مثل او باشم ...

ما هم هروقت میدیدیم هاشم خان خوابیده ... بدجوری هوس میکردیم بخوابیم و بقیه درس رو به صبح زود واگذار کنیم که اغلب تا دیر وقت هم میخوابیدیم و امتهان رو با همون داشته های قدیمی می دادیم. ( راستش هاشم کار رو این وسط خراب میکرد )

 

شهاب رو هم که چه عرض کنم ... این آقا شهاب زیاد اهل درس خوندن نبود ولی اگرچه خیلی کم میخوند ... باور کنید باهمون کم خوندنش نمرات فوق العاده ای میگرفت ... راستش شهاب پیش زمینه خوبی در انگلیسی داشت .... بهتر بگم پایش قوی بود ... ولی یه مشکلی داشت اونم درس ریشه های انقلاب بود ... بنده خدا هر ترم میگرفت ... یا مجبور میشد حذفش کنه ... یا می افتاد و میگذاشتش برای یه ترم دیگه.

 

 

همین مشکل را هاشم در درس وصایای امام داشت ... هاشم معدل الف در دانشگاه را داشت ... اما بنده خدا با اینکه پسر معتقد و با ایمانی هم هست ... موفق به پاس کردن این واحد نمیشد البته بنده خدا یه بار این درس را افتاده بود ولی چند مورد هم حذف کرده بود ... اصولا هاشم چون میخواست معدل خوبی را در دانشگاه بدست آورد ... درسهایی که کم خوانده بود یا نخوانده بود ... و یا احتمال گرفتن نمره کم را به هر دلیلی میداد، حذف میکرد البته فکر کنم بعد از 3 بار متوالی یا غیر متوالی بود که بالاخره نمره گرفت ... اونم ...20 .... .

یعنی آخر سر بالاخره این درس را ضربه فنی کرد اونم بدجوری.

 

مشکل من هم از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهون در درس معارف و اخلاق اسلامی بود

راستش من اصلا بچه بی دین و ایمونی نیستم ... اتفاقا خیلی هم معتقد هستم ... البته تعریف کردن از خود نباشه ... ولی واقعا نمی دونم چرا مفاهیمش زیاد یادم نمی موند... در هر حال منم نقطه ضعفم شده بود این درس .... تنها درسی بود که من زیاد توش موفق نبودم. در درسهای دیگم هم نرمال بودم گاهی خیلی خوب ... گاهی متوسط .... گاهی مرزی ... مثل دروس عمومی از قبیل همین معارف و اخلاق اسلامی.

 

تا یادم نرفته از دوست شفیق و دوست داشتنیمون هم یه ریزه بگیم. بله .... آقا مجتبی ....

ایشون شخصیت منظم و مرتبی داشت .... چه در چیدمان اتاق و وسایل ... چه در درس خواندن ... خوب میخوند ... دقیق و با حوصله، اما این بنده خدا هم در یه جاهایی می لنگید.

بیشتر مشکلش در دروس تخصصی بود تا عمومی. نمیدونم چطور میلنگید .... به نظر نمیومد بد بخونه ولی یه مشکلی تو کارش بود . البته انصافا ترم اول ایشون معدل سوم کلاس ما رو داشت .. فکر کنم معدل 17 .... اما در ترم های بعد این روند سیر نزولی داشت .... دلیلش هم من و خودش و بچه های دیگه که با ما بودن و از دوستان خودش بودند شاید حدس بزنند ..... راستش یه مشکلاتی با هم خونه ای های قبلیش پیدا کرد که از جمع اونها خارج شد و با مشکلات بعدیش که با اجازه خودش من مقصرش را خودش میدونم ... باعث این روند نزولی شد ... ولی حقیقتا او خیلی هم بد نبود ... نرمال بود مثل من.

 

خاطراتی هم البته من با همین مجتبی دارم که هیچ وقت یادم نمیره .... مثلا گاهی اوقات دوست داشت جمعی درس بخونیم .... یعنی با هم جزواتمان را یکی کنیم و در مفاهیمی هم که نمیفهمیدیم شور کنیم و نظرات و داشته های خودمون را تقسیم کنیم. یادم می یاد گاهی هم زیاد بچه ها از جمعی خواندن استقبال نمیکردند ولی من میرفتم و تو اتاقش 2 تایی تا دیروقت درس میخوندیم .... دلیلش هم این بود که من خیلی دوست داشتم یه نفر پا باشه ( ببخشید اصطلاح بچه هاست)  و پا به پای من درس بخونه.

 

مجتبی مثل جغد بود .... روز میخوابید و شبها بیدار. نه فقط در درس خوندن ها .... بلکه در کل زندگی روزمره اش هم این قاعده را داشت. راستش من خیلی دوست داشتم مثل او میتونستم شبها بیدار باشم ولی واقعا برام مشکل بود یعنی با دیدن یکی از بچه ها که دراز کشیده بود و یا خوابیده بود منم بدجوری خوابم میرفت. یادمه بعضی از شبها که امتهان سختی داشتم مجبور میشدم تشت پر از آب سرد رو کنارم بزارم تا مادامی که احساس خواب کردم سرم را داخلش فرو برم تا خوابم بپرد وبه درس خواندنم ادامه بدهم.

 

ما میون دانشجو های دیگه اتحادمون واقعا زبانزد بود .... خیلی خوب با هم کنار اومده بودیم یادمه ما بین دوستان و هم کلاسیهایمان که غیر بومی بودند و اونها هم خونه با هم گرفته بودند ... 1 یا 2 گروه دیگر بودند که مثل ما این اتحاد و در کنار هم بودن را حفظ کرده بودند. ما موقع امتهانات نصفه شبها بیرون میرفتیم و پیاده روی میکردیم ... یعنی بیشتر با پیشنهاد مجتبی تا سوپر آیدین میرفتیم و یه چیزی برای خوردن میگرفتیم و بر میگشتیم ... اینجوری هم یه چیزی(تنقلات) برای خوردن داشتیم ... هم خوابمون پریده بود. یادمه گاهی اوقات مجتبی دست به ابتکاراتی میزد و برامون یه چیزهایی برای خوردن درست میکرد ... مثل شیر کاکائو یا قهوه ... شیرقهوه و.... که راستش بهمون خیلی کمک میکرد که بیدار بشینیم .... البته اینها به هاشم کارگر نبود ... یعنی بعد از خوردن یه استکان از اون بازم راحت راحت میخوابید.

البته این را هم بگم که گاهی این جمعی درس خوندن به ضررمون هم میشد چون باعث میشد تا پاسی از شب به جای درس خوندن چرت و پرت بگیم. گاهی هم من یادم میاد شب برای درسخوندن سراغ بعضی بچه های دیگه میرفتم .... مثلا میرفتم خونه مهدی وبستر و امیر کیکه ... مهدی وب هم خیلی گاهی اوقات در درس خوندن پا بود (اصلا مهدی کرگدن معروف بود) ... خونشونم پایینها بود ... تقریبا مرکز شهر بودند.

 

در دوران امتهانات ما سعی میکردیم ژتون برای غذا در هر روز 2 تا بگیریم تا برای شبها هم غذا داشته باشیم. البته خیلی از اوقات هم این کار رو نمی کردیم و میرفتیم ساندویچی ها و ساندویچ میخوردیم ... البته غذا هاشون هم زیاد جالب نبود ... حالا اسم اون جاها رو نمیگم که تبلیغ منفی برای اون بنده خداها هم شود، جالبه بدونید غذای دانشگاه خودش گاهی صد درجه از غذای بیرون بدتر بود ولی بیشتر قابل اطمینان بود.

 

این بود شرح ما وقع روزگار امتهاناتی در سلماس که از مقابل چشمان تیز بین شما گذشت .... امید است این مطالب دوستان و عزیزان من رو رنجیده خاطر نکرده باشه ... باور کنید که همه اونها رو دوست دارم و همینجا هم از بچه هایی که فکر میکنند خاطرات جالبی از اون روزها دارند که ناگفته مانده ... همینجا ازشون دعوت میکنم تا با فرستادنش و با قرار دادنش مقابل دیدگان دوستان دیگر، ضمن خوشحال کردن آنها شاید گوشه ای از خاطرات جالب اون روزگار را برای بقیه دوستان دیگر یاداوری کنند.       سپاسگزارم

 

 

 امیر / دبیری زبان 80 / سلماس

 

 

 

نوشته شده توسط امیر  | لینک ثابت |

گوشه و کنار سلماس یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 8:33
 

فرماندار شهرستان سلماس گفت: ‪ ۱۰‬طرح مهم توليدي و عمراني دراين شهرستان در دست اجراست.

غلامحسين عماري روز يك‌شنبه در گفت‌وگو با خبرنگاران افزود : از اين تعداد چهار واحد توليدي درزمينه دامداري، شير پاستوريزه، كنسانتره دامي و توليد كيك و كلوچه مي‌باشد كه‌امسال با بهره‌برداري ازآنها براي ‪ ۱۰۰‬نفر فرصت شغلي ايجاد خواهد شد.

وي، تحويل زمين براي ساخت ورزشگاه پنج‌هزار نفري سلماس درزميني به مساحت ‪ ۱۰‬هكتار را از ديگر طرح‌ها ذكر كرد كه عمليات اجرايي آن بزودي با استفاده از اعتبارات سفر رياست جمهوري آغاز خواهد شد.

فرماندار شهرستان سلماس، ساخت دو تالار ورزشي ازمحل اعتبارات سفر رياست جمهوري هر يك در زميني به مساحت يك هزار و ‪ ۱۵۲‬مترمربع و با اعتبار اوليه پنج ميليارد ريال را از ديگر طرح‌هاي در حال احداث ذكر كرد.

عماري گفت: دانشگاه پيام نور واحد سلماس و ادامه عمليات اجرايي تصفيه خانه فاضلاب اين شهر كه هم‌اكنون ‪ ۶۵‬درصد پيشرفت فيزيكي دارد، در هفته دولت امسال راه‌اندازي مي‌شود.

وي با اشاره به طرح در دست اجراي باند دوم جاده سلماس - اروميه از روند عمليات اجرايي اين طرح انتقاد كرد و گفت: با گذشت يك سال اين طرح اكنون ‪ ۳۵‬درصد پيشرفت دارد و اين در حالي است كه در اين جاده مهم ارتباطي و ترانزيتي تصادفات مرگباري روي مي‌دهد كه لازم است هر چه سريعتر به پايان برسد.

شهرستان سلماس با حدود ‪ ۱۸۱‬هزار نفر جمعيت در ‪ ۹۰‬كيلومتري شمال مركز استان آذربايجان غربي واقع است.

نوشته شده توسط امیر  | لینک ثابت |

جمعه هشتم دی 1385 16:53

واژگوني ميني بوس حامل ورزشكاران در سلماس 11 مجروح برجا گذاشت

واژگون شدن يك دستگاه ميني بوس در نزديكي شهر سلماس 11زخمي برجا گذاشت.
به گزارش واحد مركزي خبر اروميه اين سانحه عصر ديروز بر اثر واژگوني ميني بوس حامل 15 نفر از اعضاي تيم فوتبال ماكو جوان در 5 كيلومتري شهر سلماس روي داد كه در آن يازده نفر زخمي شدند.
مصدومان اين حادثه براي مداوا به بيمارستان هاي سلماس و اروميه انتقال يافتند و تاكنون سه نفر از آنان از بيمارستان مرخص شده اند.
اعضاي تيم ماكو جوان براي شركت در مسابقات فوتبال قهرماني، باشگاه هاي آذربايجان غربي عازم شهرستان سلماس بودند.

 
نوشته شده توسط امیر  | لینک ثابت |

شنبه هجدهم آذر 1385 10:33

به نام خداوند جان وخرد

 

سلام

 

سلماس...

سلماس یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی است. این شهر در قدیم به نام شاپور معروف بوده و آن را از آن جهت که کنار دریاچه رضاییه بوده است رضاییه نیز خوانده اند.

این شهر به داشتن دخترانی زیبا در آذربایجان معروف است. مردم این شهر مذهبی هستند ولی افراطی نیستند. اکثریت مردم شهر را سه قوم مختلف ترک، کرد و ارمنی تشکیل میدهند. سلماس با شهرهای ارومیه... خوی ... شبستر.... همسایه است و یکی از شهرهایی است که فاصله چندانی با مرز ترکیه ندارد ( یعنی از شهرهای مرزی ایران) محسوب میشود. بافت شهری سلماس و خیابانهای آن به صورت شطرنجی به هم متصل هستند. اگر در مورد تجربه زندگی من در سلماس میخواهید میگویم اگر ثروتمند بودم و دستم به دهانم می رسید در شمال ایران ویلا نمی خریدم بلکه در سلماس حیات میخریدم.این شهر آب و هوای بسیار مطلوب و دلپذیری دارد، مردم بسیار خونگرمی دارد و همچنین مردم عالم ، دانشمند و فرهیخته ای دارد که پاتنسیل خوبی در کشور محسوب می شوند... نمی گویم در این شهر گدا نیست ولی تعدادشان انگشت شمار است... سلماس به هنگام بارش باران و برف دیدنیست ... اگر در ایران یک شهر را دوست داشته باشم و از آن خاطره داشته باشم سلماس است .... خاطرات ریز و درشت... تلخ و شیرین ... خاطراتی که در طول عمرم کمتر تجربه کرده بودم...

در سلماس بازار کاری خوبی برای جوانها موجود نیست برای همین بچه ها و جوانترها مجبور میشوند برای کار به شهرهای اطراف یا حتی به تهران مهاجرت کنند... ولی افراد مسن تر معمولا سلماس را ترجیح می دهند و دوست ندارند خود را اواره شهرهای دیگر کنند.

خوشبختانه تا سال 84 که من در این شهر بودم ، دیدم که زیاد این شهر دستخوش شهرزدگی نشده و بیشتر حالت سنتی و سادگی خود را حفظ کرده است ... از این جهت است که می گویم این شهر منتطقه ای بکر برای زندگی است البته یه مورد هم عرض کنم... من برای زندگی قطعا سلماس را انتخاب نمی کنم ... من فقط برای اوقات فراغتم سلماس را می پسندم چرا که تهران شهر آبا و اجدادی من است و با توجه به اینکه هر شهروندی به شهر خود وابستگی خاطر دارد من هم به تهران وابستگی عجیبی دارم اما سلماس را از جهت اینکه بهترین خاطراتم را در ان داشته ام میپسندم و آن را شهر دومم میدانم.

 

از دوستان سلماسی که سایت یا وبلاگی در رابطه با سلماس دارند آن را به این وبلاگ معرفی کنند تا اینکه بتوانیم  از شهروندان سلماسی ، شهر سلماس و جذابیتهای توریستی و فرهنگی سنتی سلماس (پاریس کوچیکه ایران) حرف بزنیم و آن را به افرادی که در این شهر نبوده اند و آن را نمی شناسند ، بشناسانیم.

پیش از پیش از حسن نظر شما و انتخاب شما در زمینه خواندن مطالب این وبلاگ تشکر میکنم امید است بتوانیم با کمک همدیگر به اهداف متعالی و قابل توجهمان دست پیدا کنیم.

 

نوشته شده توسط امیر  | لینک ثابت |